ستاد هماهنگی شورایاری ها 7 بهمن 1399 ساعت 12:25 http://www.shorayaran.com/fa/doc/news/6901/چوب-خشک-ن-ان-درمی-آورم -------------------------------------------------- بانوی هنرمند ساکن‌تهرانپارس با تنه خشکیده درختان وسایل تزیینی زیبایی می‌سازد عنوان : از چوب خشک نـان درمی‌آورم! -------------------------------------------------- سال‌ها مدیر یکی از رستوران‌های معروف تهرانپارس بود و کسب و کار خوبی داشت. ولی سال گذشته با آمدن کرونا ورق برگشت، رستوران تعطیل و ورشکسته و او خانه‌نشین شد. متن : این بانوی ۵۰ ساله که سرپرست خانوار و مادر ۲ فرزند است، به جای اینکه دست روی دست بگذارد و حسرت روزهای گذشته را بخورد، سراغ علاقه دوره نوجوانی اش یعنی هنر روستیک رفت و با استفاده از تنه خشکیده درختان و چوب های بی مصرف، آثار هنری زیبایی ساخت. به گزارش روابط عمومی ستاد هماهنگی شورایاری ها به نقل از همشهری محله، فرهین محمدی که اعتقاد دارد شرایط فعلی در ایام کرونا موجب بروز استعداد و علایق نهفته اش شده است، در ماه های اخیر ۲ نمایشگاه با دست سازه هایش برگزار کرده است. هفته گذشته به محله تهرانپارس رفتیم و سری به کارگاه این بانوی هنرمند زدیم. تبدیل نجاری به کارگاه هنری پیدا کردن کارگاه خانم محمدی در محله تهرانپارس کار سختی نیست. مگر چند خانه پیدا می شود که کنارش انبوهی شاخه و تنه خشکیده درخت باشد. کارگاهش شبیه یک نجاری است ولی در آن به جای چوب های برش خورده و ورقه شده، آثار هنری زیبایی به چشم می خورد. محمدی درباره راه اندازی کارگاه می گوید: این کارگاه متعلق به یکی از همسایه هاست. او سال ها در اینجا نجاری می کرد ولی از کسب و کارش راضی نبود و به فکر تغییر کاربری اینجا افتاده بود. من هم با تعطیلی رستوران بیکار شده بودم و به فکر بودم که به دنبال علاقه دوران نوجوانی ام یعنی تبدیل چوب طبیعی به وسایل و دکور خانه بروم؛ برای همین از همسایه ام خواهش کردم که اجازه دهد در کارگاهش به صورت شراکتی کار کنیم و با چوب طبیعی و برش نخورده وسایل تزیینی و هنری بسازیم. آقای اکبری که صاحب کارگاه است ابتدا تردید داشت، اما من به کارم ایمان داشتم و به او قول دادم که کارمان رونق می گیرد. بعد از جلب موافقت ایشان به کارخانه های چوب بری اطراف تهران رفتم و چوب های خشکی را که کاربردی نداشت و قرار بود برای تهیه زغال بفروش برسند، خریدم. از آنجایی که در کار روستیک، چوب نباید برش بخورد و باید کاملاً طیبعی باشد، قبل از خرید هر تکه چوب فکر می کردم که به درد چه چیزی می خورد، در ذهنم برایش طرح می زدم و آن چیزی را که می خواستم بسازم مجسم می کردم و بعد خرید می کردم. برگزاری نمایشگاه در کارگاه با گذشت چند هفته چوب های خشک جنگلی که قرار بود به زغال تبدیل و خاکستر شوند، با دستان هنرمند بانو محمدی سرنوشت متفاوتی پیدا کردند و زینت بخش خانه ها شدند: انواع آباژور پایه بلند و کوتاه، جاشمعی، لوستر، صندوق چوبی و... بخشی از وسایلی است که با چوب های خشکیده ساختیم. محمدی که معتقد است چوب طبیعی جنگل وقتی در خانه باشد علاوه بر زیبایی، حس سرزندگی به همراه می آورد، درباره فروش دست سازه هایش می گوید: وقتی کارها آماده شد، چند قطعه از وسایلی که ساخته بودیم را در پیاده رو جلو کارگاه گذاشتیم. همسایه ها از این کار خیلی استقبال کردند. آنها معتقد بودند این کار موجب زیبایی و متفاوت شدن کوچه شده است. غریبه ها هم با دیدن این وسایل از روی کنجکاوی به داخل کارگاه می آمدند. نمایشگاهی که همین جا در کارگاه برگزار کردیم خیلی مورد استقبال قرار گرفت. بیشتر کارها را همسایه ها خریدند و در عرض دو روز همه وسایل به فروش رفت. این بانوی هنرمند درباره یادگیری هنر روستیک می گوید: ساخت وسایل با هنر روستیک از نوجوانی مورد علاقه من بود و آن را بدون اینکه جایی آموزش ببینم، با تمرین یاد گرفته بودم. هر جا چوب خشک و بی استفاده ای می دیدم سعی می کردم از آن یک وسیله تزیینی چوبی درست کنم. در طول این سال ها خانه ام پرشده از وسایل چوبی که خودم ساخته ام حرف هایش که به اینجا می رسد به صندوقچه چوبی زیبای روی میز کارش اشاره می کند و می گوید: این صندوق همین طور که پیداست بخشی از تنه یک درخت است که بدون برش خوردن و فقط با کمی تغییر جزئی و اضافه کردن دو لولا، به یک وسیله کاربردی تبدیل شده است. سختی های کار را با جان و دل پذیرفته ام ماه ها از راه اندازی کارگاه دست سازه های چوبی می گذرد و محمدی دو نمایشگاه را با موفقیت برگزار کرده است و ناگفته پیداست که در شروع کار مشکلاتی داشته است. این بانوی 50 ساله در این باره می گوید: با وجود علاقه ای که به هنر روستیک داشتم، شروع کار برایم سخت بود و نمی دانستم از کجا شروع کنم، و از کجا چوب بخرم و... اما وقتی مادر و سرپرست خانواده باشید مجبورید در هر شرایطی کار و برای موفقیت تلاش کنید. من هم با کمک و همراهی همسایه ام که استاد نجاری است، سختی های اول کار را پشت سر گذاشتم. البته خیلی از دوستان و اطرافیانم با این دلیل که جابه جا کردن تنه و کنده درختان کار مردانه و سختی است می خواستند منصرفم کنند. اما با وجودی که به دلیل سختی کار، دستم درد گرفته است، هیچ وقت گلایه نمی کنم، چون با عشق و علاقه این کار را شروع کرده ام و سختی هایش را هم با جان و دل پذیرفته ام. او با تأکید بر اینکه اگر علاقه نباشد، کسی نمی تواند در این کار دوام بیاورد؛ ادامه می دهد: هر روز از 8 صبح تا شب درکارگاه مشغول کارم، شب ها هم دائم فکر می کنم که ایده جدید و تازه ای پیدا و بر روی چوب ها پیاده کنم، یعنی شب و روز ذهن و فکرم درگیر کار است، اما چون به این کار خیلی علاقه دارم خسته نمی شوم. برای همین به کسانی که از کارم می پرسند می گویم صرفاً به عنوان منبع درآمد به آن نگاه نکنند، این کار یک هنر است که مثل همه کارهای هنری علاقه، عشق و صبر و حوصله می خواهد. آموزش رایگان برای اهالی این بانوی هنرمند که از ساکنان قدیمی تهرانپارس است و ارتباط خوبی با همسایه ها و اهالی محله دارد، در کارگاهش به علاقه مندان هنر رستیک آموزش می دهد، او در این باره می گوید: برخی از همسایه ها با دیدن کارهایم علاقه مند به این هنر شدند و خواستند آن را یاد بگیرند؛ من هم استقبال کردم و قرار شد به افرادی که به این هنر علاقه دارند کار را یاد بدهم. اتفاقاً یک خانم جوانی آمد که استعداد خوبی داشت و در زمانی کوتاه کار را تا حدودی یاد گرفت، اما به دلیل ابتلا به کرونا فعلاً در خانه استراحت می کند، تا پس از بهبودی دوباره به کارگاه برگردد. او ادامه می دهد: کارگاه هر روز از 8 صبح باز است و خوشحال می شوم که به اهالی محله به ویژه بانوان علاقه مند به این هنر، آموزش بدهم.